تبليغاتX
ستاد 88 تنکابن

http://agaragar.persiangig.com/image/Dr.khatami/Dr.Khatami%20(26).png                       
ما به شولای سپید تو ارادت داریم    ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم   
دوم خرداد مبارک باد                             

چه کسی می خواهد،

من و تو ما نشویم ،خانه اش ویران باد!

من اگر ما نشوم ،تنهایم ،تو اگر ما نشوی خویشتنی ،

از کجا  که من و تو ،شور یکپارچگی را در شرق، باز بر پا نکنیم،

از کجا که من و تو مشت رسوایان  را  وا نکنیم،

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی، همه بر می خیزند،

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی،

چه کسی برخیزد؟

چه کسی با دشمن بستیزد؟

چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون، آویزد؟

دشتها نام تو را می گویند، کو ها شعر مرا می خوانند،

کوه  باید  شد  و ماند، رود باید شد و رفت،

دشت  باید شد و خواند، در من این جلوه اندوه ز چیست؟

در تو این قصه پرهیز،که چه؟

در من این شعله عصیان نیاز، در تو دمسردی پاییز،که چه؟

حرف باید زد!

درد  را باد گفت، سخن از مهر من و جور تو نیست،

سخن از متلاشی شدن دوستی است،

و عبث بودن پندار سرور آور مهر، سینه ام آینه ای ست،

با غباری از غم، تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار، من چه می گویم؟

آه... با تو اکنون چه فراموشی ها،

با من اکنون چه نشستنها،خاموشیهاست.

تو مپندار که خاموشی من

هست برهان فراموشی من

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه بر می خیزند

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 15:59  توسط یاران باران  | 


ماه غلام رخ زیبای تو
سرو کمربسته بالای تو
ای مه انور،لعل تو شکر
از همه بهتر قند مکرر
قند مکرر لب خندان توست ای عزیزم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 21:46  توسط یاران باران  | 

سیدمحمد خاتمی:
زمزمه تعلیق شوراها به مدت دوسال به بهانه تجمیع انتخابات، جفای به مردم و نظام است
۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
تجمیع انتخابات امری کاملا منطقی است/در کلان‌شهرها، شهردارها هم باید انتخابی باشند/شوراها باید به منزله پارلمان‌های محلی عمل کنند/جامعه مدنی تقلید از آنچه در دنیای غرب رخ داده نیست/اجرای اصل شوراها جامعه را زنده و مورد احترام می‌کند/علاوه بر تقوا و عدالت، نظارت بر قدرت از فساد جلوگیری می‌کند/درصدی از درآمد نفت در اختیار شوراها و شهرداری‌ها قرار گیرد/بسط شوراها از تمرکز ثروت، سیاست و اطلاعات جلوگیری می‌کند/تصمیمات قدرت مطلق ممکن است بر اساس هوی و هوس و یا اشتباه باشد

 

باران:



رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اهمیت بالای شوراها در تمرکز زدایی از قدرت به ارائه راهکارهایی از جمله بسط شوراها، تبدیل شوراها به پارلمان‌های محلی، انتخابی شدن شهرداران کلان شهرها و اختصاص درصدی در آمد نفت به شوراها و شهرداری‌ها برای کارآمدتر شدن شوراهای شهر و روستا پرداخت.
حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی دردیدار با جمعی از نمایندگان شوراهای اسلامی شهرهای مختلف کشور با اشاره به اصل یکصدم قانون اساسی که اصل شوراهاست واصل یکصد و یکم که درباره شورای عالی استان‌ها و گسترش شوراهاست سخن خود را آغاز کرد.
وی گفت:« به نظرم اصل یکصدم تا یکصد و ششم از اصل‌های مهم قانون اساسی است و با کمال تاسف از اول انقلاب با اینکه  شوراها بسیار مورد اهتمام و توجه بود و در قانون اساسی هم آمد اجرای اصول مربوط به آن معطل مانده بود وبا اهتمام جدی و پیگیری در دولت هفتم این مهم تحقق یافت.»
رئیس دولت اصلاحات افزود:« یکی از شعارهای ما بسط و تحقق جامعه مدنی در کشور بود، جامعه مدنی جامعه‌ای است متناسب با روزگار و زمان ما؛ ما به عنوان ایرانی و مسلمان و کسی که سابقه تاریخی و فرهنگی داریم طبیعی است که وقتی درباره جامعه مدنی هم صحبت می‌کنیم ارزش‌ها و اصول اسلامی و فرهنگی مورد نظرمان هم لحاظ شده است.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:«‌معتقدیم با توجه به اهمیتی که اسلام به مردم و حقوق آنها می‌دهد و تاکید بر حاکمیت انسان بر سرنوشت خود که جزء اصول برجسته قانون اساسی است(اصل 56) تحقق جامعه مدنی تقلید از آنچه در دنیای غرب رخ داده نیست.»
وی تصریح کرد:« اینکه مردم محور کار باشند، مردم ارباب خودشان باشند و درباره خود تصمیم بگیرند و آزادی‌های لازم را داشته باشند را کاملا می‌توان از متن دین و رویکرد بزرگان دینی ما استنباط کرد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« در قانون اساسی ما لوازم استقرار جامعه مدنی آمده است و به همین دلیل همه امور به انتخابات واگذار شده و همه آنهایی که نوعی اختیارات و قدرت پیدا می‌کنند شرطش آن است که از مردم این نمایندگی را گرفته باشند، از رهبری گرفته تا ارکان دیگر نظام و این مساله مهمی است.»
به گزارش روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی؛وی تاکید کرد:« از بهترین کارها برای اینکه جامعه، جامعه‌ای زنده و مورد احترام باشد و برای خودش تصمیم بگیرد،  اجرای اصل شوراهاست که هم مساله حاکمیت مردم بر سرنوشت خود را تا دورافتاده‌ترین نقاط کشور بسط می‌دهد و هم سبب می‌شود جلوی تمرکز مطلق مدیریت در جامعه بگیرد.»
وی با بیان اینکه «بسط مدیریت و جلوگیری از تمرکز آن در جامعه بسته به این است که دیدگاه اصولی درباره جایگاه ؛ پایگاه و منشا قدرت چیست؟»، اظهار داشت:« آیا قدرت امری است که بدون رضایت مردم از بالا به پایین تحمیل می‌شود و جامعه مجبور به اطاعت مطلق از آن است یا اینکه ریشه و منشا قدرت درخود جامعه است و آن کسی که اختیارات، مدیریت و اقتداری می‌یابد آن منشا قدرت را نمایندگی می‌کند؟»
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« سئوال مهم این است که آیا قدرت متمرکز است وهیچ نسبتی جز اطاعت مطلق از سوی مردم و هیچ مسئولیتی از سوی قدرت متمرکز وجود ندارد؟ یا اینکه قدرت امری است که میان جامعه منتشر است، یعنی صاحب قدرت یکایک افرادی هستند که در جامعه زندگی می‌کنند، منتهی برای اداره جامعه حتما نوعی محوریت و مرکزیتی لازم است والا هرج و مرج خواهد شد.البته این امر منافاتی بااین ندارد که از نظر اسلامی هم حاکمان باید دارای شرائط وی‍ژه‌ای باشند.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد:« این قدرت منتشر، کسانی را بر می‌گزیند تا بر جامعه مدیریت کنند و طبعا اختیاراتی پیدا می‌کنند که لوازمی دارد، اولا واقعا باید اراده افراد تعیین کننده باشد که چه کسی در راس قدرت باشد و دوم اینکه قدرت متمرکز حتما باید تحت نظارت قدرت منتشر باشد تا از قدرت سوءاستفاده نشود.»
خاتمی با اشاره به اینکه «قدرت فسادآور است»، گفت:« البته برای ما مسلمانان و کسانیکه به ارزش‌های الهی معتقد هستیم یک عامل درونی وجود دارد که قدرت به سوی فساد نرود و آن تقواست و ترس از خدا و عدالت؛ اما این کافی نیست.»
وی تصریح کرد:« اگر قدرت مطلق باشد و هیچ نظارتی بر آن نباشد و پاسخگویی وجود نداشته باشد امکان تصمیم‌گیری صاحبان قدرت تحت تاثیر هوی و هوس یا دست کم اشتباه هست، چون ما در زمان معصوم به سر نمی‌بریم و از حضور معصوم محرومیم، اگر بازخواستی نباشد ممکن است دست کم خطا و اشتباه صورت بگیرد و پافشاری بر روی آنها ممکن است زیان‌هایی برای جامعه داشته باشد.»
رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تاکید کرد:« بنابراین علاوه بر تقوا و عدالت و ترس از خدا، ساز و کار نظارت بر قدرت و پاسخگویی حاکمان در برابر مردم از عوامل مهمی است که جلوی فساد ؛ انحراف واشتباه را می گیرد یا اگر اشتباه رخ داد قابل جبران خواهد بود.»
خاتمی با بیان اینکه «قدرت متعلق به مردم است و قدرت متمرکز از مردم نمایندگی می‌کند»، اظهار داشت:«انقلاب اسلامی ایران که به رهبری حضرت امام(ره) موفق شد و جمهوری اسلامی که افتخار ما و این انقلاب است تشکیل شد، این اصل که همه قدرت‌ها برآمده از اراده مردم هستند و همه چیز باید از مسیر انتخابات بگذرد از اصول بسیار روشن قانون اساسی است.»
وی ادامه داد:« شوراها امری است که قدرت را در سراسر کشور بسط می‌دهد، یعنی مردم در هر روستا، بخش، شهرو استان نماینده خودشان را انتخاب و مدیریت را تجربه می‌کنند.»
خاتمی یادآور شد:« بنده هم به عنوان انسان کوچکی که دلبسته به این نظام، انقلاب، مردم و کشور هستم، همیشه علاقه داشته‌ام که به اصل شوراها و همه اصول قانون اساسی عمل شود، حتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و در جریان تدوین برنامه‌های دولت اجرای اصل یکصدم قانون اساسی و انتخابات شوراها مدنظرم بود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه« اتفاقا یکی از راههای تمرکز زدایی از دولت تا ثروت و سیاست واطلاعات و همه امور و اینکه تصدی‌گری در انحصار آن نباشد؛ بسط شوراهاست»، گفت:  « بنده هم با کمال میل این را پذیرفتم که آنچه را تصور می شود از اختیارات انحصاری دولت است در اختیار مردم قرار بگیرد و خودشان بتوانند اداره کنند و خوشبختانه این مساله مورد قبول قرار گرفت و انتخابات شوراها برگزار شد.»
وی ادامه داد:« من یادم هست این اقدام دولت اصلاحات چه انعکاس بزرگی در عالم داشت( چه در دنیای اسلام وچه در کل دنیا) و این چهره جمهوری اسلامی را زیبا نشان داد و الحمدالله امروز می‌بینیم که شوراها پایدار شده و طبعا منشا اثرات و برکات فراوان بوده است و انشالله خواهد بود .»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:« به نظر من شوراها باید به منزله پارلمان‌های محلی عمل کنند که قوه اجرایی آن شهرداری‌ها هستند هر چند معتقدم در کلان‌شهرها، شهردارها هم باید انتخابی باشند و به شوراها هم اختیارات کافی داده شود.»
خاتمی ادامه داد:«خدمات شهری را باید شامل خدمات آموزشی، بهداشتی، فرهنگی، ورزشی و... بدانیم که از طریق شوراها و با  کمک خود مردم بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.البته هیچ اشکالی ندارد که علاوه بر آنچه از خود مردم مستقیم گرفته می‌شود درصدی از درآمد نفت هم که متعلق به کل ملت است در اختیار شوراها و شهرداری ها قرار گیرد.»
رئیس دولت اصلاحات در مورد تجمیع انتخابات گفت:« تجمیع انتخابات امری کاملا منطقی است، این مساله در زمان ما هم مورد بحث بوده است، تعدد انتخابات هزینه‌های اجتماعی، سیاسی و مالی زیادی برای کشور و نظام دارد، البته این از افتخارات نظام جمهوری اسلامی است که تاکنون تقریبا همه ساله یک انتخابات برگزار کرده است ولی ساز و کاری که بتواند این مساله را جمع کند باید جستجو و اجرا کرد.»
خاتمی تاکید کرد:« تجمیع انتخابات بحث درستی است اما با توجه به اینکه سال آینده دوره شوراهای فعلی تمام می شود این زمزمه که فعلا انتخابات شوراها تا انتخابات مجلس شورای اسلامی تعطیل، که  یعنی دو سال تعلیق و تعطیل شوراها در سراسر کشور؛ زمزمه نگران‌کننده‌ای است که امیدوارم درست نباشد والا به معنی بازگشت به عقب است واینکه اختیاراتی که متعلق به مردم است دوباره به دولت برگردد و این جفای به مردم و نظام جمهوری اسلامی است، باید سعی کرد این امر تحقق پیدا نکند.»
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:« به نظر من خود نمایندگان مردم در شوراها چه در دوره فعلی و چه دوره‌های پیشین می‌توانند و باید به پاس افتخاری که از مردم یافته‌اند، خود بصورت سنجیده مدافع شوراها و حتی افزایش اختیارات آنها و خدمت بیشتر به مردم باشند.بهرحال برای تجمیع انتخابات ساز و کارهایی را می توان یافت که مستلزم تعلیق شوراها نباشد و ان شالله چنین خواهد شد.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 21:45  توسط یاران باران  | 

خاتمی: ثبات ظاهری که در اثر ارعاب و سرکوب حکومت‌های خودکامه در یک کشور برقرار می‌شود پایدار نیست

بعد از آنکه از سفر سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق کشورمان برای شرکت در بیست‌و هشتمین مجمع عمومی شورای هیروشیما – ژاپن جلوگیری شد، متن سخنرانی وی که قرار بود در نشست آن مجمع ایراد شود، منتشر شد.

به گزارش وب سایت بنیاد باران متن کامل سخنرانی سید محمد خاتمی که قرار بود وی آن را در بیست و هشتمین مجمع عمومی شورای هیروشیما – ژاپن ایراد کند، به شرح زیر است:

به نام خدا

هیروشیما تنها یک شهر در کشور ژاپن نیست، بلکه عنوانی است تداعی کننده دردها، دلهره‌ها و رنج‌های بشر و هشدار دهنده به سرنوشت انسان و آنچه بر او گذشته است و طبعاً آنچه باید باشد.

در اثر انفجار اولین بمب اتمی در لحظات پایان جنگ جهانی دوم، شهر هیروشیما و نیز ناکازاکی ویران شد و ساکنان مظلوم آن با دل آزارترین وضعی از پا در آمدند و آسیب دیدند و هنوز هم آثار رنج و درد آن فاجعه برجا است.

و شگفت اینکه این فاجعه تابسوز در‍ ژاپن رخ داد. ژاپنی که زبان فکر آن زبان شعر است و شعر ژاپنی از طرفی بیان کننده استعارات ملموس و طبیعی است و از طرف دیگر شرح احوال درونی انسان.

همدلی و همزبانی با طبیعت و معاشقه با کوه و ابر و باد و باران و گل و جان پاک انسان در کمتر فرهنگ و زبانی نظیر فرهنگ ژاپنی وجود دارد.

طبیعی است که انسان ژاپنی باید بیش از همه مردمان دیگر نگران از دست رفتن طراوت زندگی و سبزه و بهار و بارش آبشار و رویش شکوفه‌های خندان و نیز خاکستر شدن انسان که وجودش از همه طبیعت زیباتر و برتر است باشد. به‌خصوص که تجربه تلخ و دردآور هیروشیما و ناکازاکی را تجربه کرده است.

حضور و برگزاری اجلاس شورای تعامل در هیروشیما در واقع ادای احترام نه تنها به مردم مظلومی است که در یک لحظه در جهنم افروخته توسط آدم‌کشان مغرور سوختند، بلکه نشانه تلاش برای یافتن و تبدیل جهان سرشار از ستم و تبعیض و خشونت و سلطه و استبداد به جهانی است که انسان -هر انسانی- در آن محترم باشد و جنگ و خشونت جای خود را به همدلی و همراهی و تحمل و برخورداری انسان -هر انسانی- بدهد.

آنچه در سال ۱۹۴۵ در هیروشیما رخ داد حکایت‌گر فاجعه عظیم و بی‌سابقه در تاریخ انسان بود، تاریخی که گرچه سرشار از جنگ و خونریزی و ویران‌گری بوده است، ولی این بار ابعاد فاجعه قابل مقایسه با آنچه تا آن روز رخ داده است نبود.

چندی پس از فاجعه هیروشیما و ناکازاکی قطب دیگر قدرت مسلط زمانه یعنی شوروی سابق نیز اولین آزمایش اتمی خود را انجام داد و از آن پس تمامی جهان در میان دو قطبی قرار گرفت که اولاً هر دو اساس رابطه خود را با دیگران سلطه قرار داده بودند و ثانیا مجهز به سلاحی بودند که روز به روز ویرانگرتر و هولناک تر می شد و دیری نپایید که ذخایر اتمی دو قدرت بزرگ که بعدها چند کشور دیگر هم به آن پیوستند چنان افزایش یافت که می توانست چندین بار کره زمین را ویران کند.

از آن پس نیز جنگ سرد همه جهان را در حالت بیم توأم با بهت فرو برد و پیمان‌های نظامی با محوریت قدرتهای اتمی سایه‌ای هولناک‌تر از ابر ویران‌گر ناشی از انفجار بمب در هیروشیما و ناکازاکی بر سراسر کره زمین گسترانید.

پس از فروپاشی یک قطب قدرت، قطب باقی‌مانده دیگر قدرت با توهم یکه‌تازی همچنان فضای وحشت را بر سر عالم و آدم نگاه داشتو از زمان سقوط شوروی تاکنون بارها شاهد دخالت‌های پرهزینه قدرت برتر باقی‌مانده از دوران جنگ سرد در کشورهای مختلف و تلاش برای تحمیل خواست‌های او بر جهان و حتی تهدید به‌کارگیری سلاح هسته‌ای و شیمیایی از سوی او بوده‌ایم.

دخالت‌های نظامی، کودتاهایی که در دوران جنگ سرد هم سابقه داشته است، اعمال یک‌جانبه میل و اراده خود بر دیگران با داعیه واهی رهبری جهان آزاد نمونه هایی از وضعیت ناگواری است که همه بشر را گرفتار کرده است.

از جانب دیگر شاهد تشدید پدیده‌ای خطرناک بوده‌ایم که نگرانی ناشی از آن و فجایعی که به‌بار می‌آورد کمتر از ویرانی بمب اتمی نیست، یعنی پدیده زشت تروریسم در چهره وحشت‌آفرین اخیر آن. امری که خود سبب شده است تا قدرت‌های پرمدعای کنونی به بهانه مبارزه با تروریسم روز به روز وضع را بغرنج تر و مشکل را عمیق تر کنند.

آنچه در میانه غایب است خیرخواهی و صلح در جهان امروز است.

صلحی که خواست همه مصلحان بزرگ بشری و هدف دعوت پیامبران بزرگ و درون مایه فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری بوده است و مگر نه اینکه قرآن کریم همه مؤمنان را به دخول در وادی صلح دعوت می‌کند.

صلح با خود، صلح با دیگران و صلح با جهان و طبیعت و مگر ندای دل‌انگیز کتاب اشعیای نبی جان هر انسان صلح‌طلبی را نوازش نمی‌دهد که ”او در میان اقوام داوری خواهد کرد و اقوام بسیاری را سرزنش خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای خیش و نیزه‌های خود را برای اره خواهند شکست. قومی بر قوم دیگر شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ نخواهد بود.“

و مگر چنانکه اشاره کردم فرهنگ ژاپنی به‌خصوص با تلفیق آیین بودایی و شینتو زیباترین ترانه‌های صلح را نمی‌نوازد؟

شاید کمتر کلمه‌ای دل‌انگیزتر و احساس برانگیزتر از کلمه صلح باشد، ولی در واقعیت تاریخ آنچه بیشتر غلبه داشته است حالت‌ستیز و جنگ و ناامنی بوده است که در دوران معاصر به‌خصوص با دست‌آوردهای شگفت‌انگیز تکنیک که وقتی در اختیار قدرت‌هایی قرار گیرد که مصلحت بشر را در استیلای بی‌چون و چرای خود بر عالم و آدم می‌دانند وحشتناک خواهد بود دلهره‌آورتر هم شده است.

دلهره جنگ و دغدغه صلح‌آمیر تازه‌ای نیست. ادیان بزرگ به صلح فراخوانده‌اند و جنگ را نکوهش کرده‌اند و در دوران مدرن نیز کم نبوده‌اند بزرگانی که جنگ، این بلیه همیشه بشری را سخت نکوهش کرده‌اند.

کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی رساله مشهور خود را ”صلح دائم“ (Perpetual Peace) یا (Zum ewigen Frieden) نامید و در آن گفت:

”پادشاهی که از سربازان خود در جنگ‌های تهاجمی برای عظمت خود یا کشورش استفاده می‌کند موجودات عاقل را به عنوان وسیله صرف برای غایت مورد نظر به کار می‌برد. “ به نظر کانت ارتش‌های منظم حاضر به جنگ باید به مروز زمان ملغی شوند زیرا اجیر کردن افراد انسانی برای کشتن یا کشته شدن متضمن این است که آنها به عنوان وسایل صرف در دست دولت به کار بروند و این نمی‌تواند به آسانی با حقوق بشریت که مبتنی بر ارزش مطلق موجودات عاقل من حیث هی است سازگار باشد.

ولی علی‌رغم این آرزوها و ایده‌آل‌ها جنگ همچنان وجود دارد و هنوز حتی گام‌های مثبتی در جهت نابودی مخوف ترین سلاح‌هایی که بشر تاکنون پدید آورده است برداشته نشده است.

صلح نیازمند جان‌های صلح‌طلب است و بیش و پیش از هر چیز باید حاکمان برخوردار از این فضیلت باشند.

اما به هر حال در این زمینه باید گام‌های عملی برداشت و انتظار از مجمعی چون شورای تعامل انتظاری بیش از اظهار‌نظرهای بی‌پشتوانه اجرایی و اکتفاء به نظر و عدم اقدام عملی در زمینه‌های مختلف است.

در اینجا اجازه می‌خواهم تا پیشنهاد خود را در مورد مؤثرتر کردن نقش شورا مطرح کنم.

من پس از طرح گفتگوی تمدن‌ها که مورد اقبال جامعه جهانی قرار گرفت و هیاهوی جنگ تمدن‌ها را در عالم به محاق برد در سال ۲۰۰۱ و بعد از فاجعه ۱۱ سپتامبر که جنگ‌افروزان با عناوین فریبنده دم از ائتلاف برای جنگ زده بودند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد ائتلاف برای صلح بر پایه عدالت را به عنوان نظریه تکمیلی گفتگوی تمدن‌ها دادم همین‌جا بگویم صلح میوه‌ای است که تنها و تنها بر درخت عدالت خواهد روئید و تا هنگامی که عدالت چه در عرصه ملی و در رابطه حکومت‌ها با مردم و چه در عرصه بین‌المللی غایب باشد نمی‌توان انتظار صلح واقعی را داشت.

ثبات ظاهری که در اثر ارعاب و سرکوب حکومت‌های خودکامه در یک کشور برقرار می‌شود پایدار نیست و حاصل آن افزایش کینه و نفرت و محروم شدن انسان‌ها از همه حقوق و حرمتی است که در خور آنند و نیز در عرصه بین‌المللی صلحی که متکی بر قدرت ویرانگر سلاح‌های مخرب و سیاست‌های اشغال و سرکوب و تحریم باشد نیز حاصلی جز جدایی هر چه بیشتر ملت‌ها از یکدیگر و زمینه ساز پرورش روش‌های خشونت‌آمیزی چون تروریسم نخواهد داشت. و یکی از علل مهم ناکامی طرح‌های مختلفی که برای صلح عرضه می‌شود کم‌توجهی به عنصر عدالت است.

پیشنهاد ائتلاف برای صلح در هیاهوی خشونت و خشم آن روزها آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفت. ولی اینک در جمع شما نخبگان خیرخواه و مورد احترام جامعه جهانی آن را تکرار می‌کنم و اعلام می‌دارم که مرکز گفتگوی تمدن‌ها آمادگی دارد که با بررسی همه جانبه موضوع و بهره‌گیری از نظر و تجربه صاحب‌نظران طرحی را در این زمینه آماده کند تا پس از بررسی آن در اجلاس سال آینده به صورت منشوری در آید و به سازمان ملل متحد و سازمان‌های مهم و مؤثر بین‌المللی و اتحادیه‌های مختلف در اروپا و آسیا و آفریقا و آمریکا و نیز بین‌المجالس کشورها عرضه شود تا برای آن ضمانت اجرا پدید آید و پشتوانه سنگین و موجه شورای تعامل ضامن آن خواهد بود که آن را به سازمان‌ها و نهادهای ذی ربط بقبولاند.

از سوی دیگر خاورمیانه را به‌حق باید بحرانی‌ترین نقطه عالم دانست. باز هم پیشنهاد ما این بود که خلع سلاح جهانی را می‌توان از خاورمیانه شروع کرد. امروز در این نقطه بحرانی زرادخانه‌های اتمی موجود و نیز کلاهک‌های اتمی از سوی بعضی از پیمان‌ها و اتحادیه‌های نظامی در انبارهای بعضی از کشورهای منطقه ذخیره شده است، تهدید و دلهره را روزافزون کرده است.

شورا می‌تواند طرح خود را برای خاورمیانه خالی از سلاح‌های هسته‌ای در کمیته‌ای تهیه کند و از سوی سازمان ملل و جامعه جهانی مسؤولیت اجرای آن را بپذیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 16:35  توسط یاران باران  | 

فراخوان جنبش سبز مازندران برای کاربران دنیای مجازی

ندای سبز آزادی: این بیانیه فراخوان جنبش سبز استان مازندران است به مناسبت همزمانی آغاز اعتصاب غذای زندانیان دربند اوین با سالگرد آزادی سید ستاره داران(ضیا نبوی) در 1 اردیبهشت 86.امید است کلیه کاربران دنیای مجازی و جنبش سبز در سرتاسر دنیا ما را در این حرکت مدنی یاری رسانند و متن این بیانیه به همراه پوستر سید ضیا نبوی را منتشر کنند.

 

به نام خالق آزادی

تو نمی دانی غریو یک عظمت
وقتی که در شکنجه یک شکست نمی نالد
چه کوهی ست!

خبر تلخ و درد آور بازداشت ها و کشتار دانشجویان و هموطنان عزیزمان در تهران و مازندران و دیگر شهر های این دیار پاک و دریغا از همه اسفناک تر آنکه برگزاری دادگاه های استالینی و فرمایشی و صدور احکام ننگین برای سالم ترین فعالین سیاسی و دانشجویی این مرز و بوم چه توجیهی می تواند داشته باشد جز اینکه عده ای به نام مذهب صدای هر دگر اندیشی که به مثابه آن ها نمی اندیشد را خفه می کنند.
دیگر، در چه زمانی حکومت مردان جمهوری اسلامی دیوار توهمشان ترک بر می دارد و به جای شنیدن صدای ساختگی 9 دی، ندای واقعی ملت را در روز 25 خرداد ، قدس ، 16 آذر ، عاشورا و ... می شنوند. بی شک در تمام جوامع حضور جامعه ی مدنی فعال به بقای حکومت کمک می کند اما گویی در این کشور سرکوب جامعه مدنی به بقای حکومت مردان ظالم و مستبد کمک می کند و دردا ! در نبود جامعه ی مدنی فعال این جنبش دانشجویی است که رسالت خود یعنی همان بسط تفکر دموکراسی خواهانه و نفی استبداد را به دوش می کشد و همواره هدف برخورد های تمامیت خواهان در پنجاه سال اخیر بوده است. وقوع حوادثی چون آذر 32 ، بهمن 40 و تیر 87 گوشه ای از مظلومیت دانشجویان روشنگر است.
هنوز در یادها و ذهن بیدار جنبش دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و دانشگاه مازندران ، حادثه تلخ و دلخراش فروردین 86 که منجر به دستگیری 16 تن از فعالین دانشجویی استان مازندران شد ، مانده است. دانشجویانی من جمله سید ضیا نبوی که جرمشان تنها اعتراض به دستگیری وحشیانه بیژن صباغ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به دست نیروهای لباس شخصی بود و اکنون 3 سال است که از آن ماجرای تلخ می گذرد و آنچه که امروز کام ما را تلخ تر از گذشته می کند آن است که دوست و یار دبستانیمان سید ضیا نبوی بیش از 10 ماه است که در بند است و در بیدادگاه فرمایشی حاکمیت جمهوری اسلامی به اتهام واهی و کذب ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به 15 سال زندان (10 سال تبعید به ایزه کرمان) و 74 ضربه شلاق محکوم شد و تا کنون حتی یک ملاقات نیز با خانواده خود نداشته است. وی که دانش آموخته دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بود در امتحان کنکور کارشناسی ارشد در رشته جامعه شناسی شرکت کرد و موفق به کسب رتبه تک رقمی شد و متأسفانه طی فشار های وزارت اطلاعات از پذیرش در دانشگاه منع گشت و در آسمان پر از دردش میزبان 3 ستاره که نماد مهرورزی دولت بی کفایت بود گردید.
این جانبان به عنوان فعالین سیاسی جنبش سبز استان مازندران که در یک سال اخیر آماج حملات و فشار ها توسط حاکمیت جمهوری اسلامی بوده ایم در یک حرکت مدنی از کلیه ی کاربران دنیای مجازی اعم از وب سایت ها، وبلاگ ها، فیس بوک، توییتر و ... خواهشمندیم تا در روز 1 اردیبهشت به مناسبت همزمان بودن آغاز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی دربند زندان اوین با آزادی سید ضیا نبوی در تاریخ 1 اردیبهشت سال 86 به مدت یک روز این بیانیه و پوستر سید ضیا نبوی (سخنگوی کمیته ی دفاع از دانشجویان محروم از تحصیل) را در صفحات کاربری خود قرار دهند. به امید آزادی کلیه زندانیانی که به جرم عقیده در پشت میله های زندان به سر می برند.

به امید ایرانی پاک و آباد و آزاد
جنبش سبز استان مازندران

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 16:32  توسط یاران باران  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 0:22  توسط یاران باران  | 

خاتمی:
نوروز نشانه نبوغ و موقع سنجی ایرانی ؛اعتدال خواهی و نشاط جویی و طراوت خواهی ایرانی است
۲۶ اسفند ۱۳۸۸
سید محمد خاتمی:نوروز واقعا برای ما ایرانیان عید است/سبز نماد طراوت و روشنی و دوستی است/شنیدن حرف نخبگان یعنی شنیدن واقعیت هایی که در جامعه وجود دارد/حرف ما اصلاح طبان برگشت به کل قانون اساسی و پذیرش داوری آن است/سبزی که مطرح شد سبزی است که دلبسته به انقلاب اسلامی است و نسبتی با سلطه طلبان و منحرفان ندارد

 

باران:


رییس جمهور سابق کشورمان گفت: نوروز نشانه نبوغ و موقع سنجی ایرانی ؛اعتدال خواهی و و نشاط جویی و طراوت خواهی ایرانی است.انتخاب این لحظه به عنوان اول سال درست در موقعیتی که کل طبیعت در معتدل ترین موقعیت خود قرار می گیرد نشانه نبوغ و ابتکار است.
خاتمی در ادامه تصریح کرد: من این عید را به همه ایرانیان عزیز در هرکجا که هستند تمام انها که به ایران علاقه دارند و دلشان برای ایران می تپد تبریک عرض میکنم.
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی؛متن کامل سخنان وی دردیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و نمایندگان انجمن در دانشگاههای تهران؛تربیت مدرس؛امیر کبیر؛تربیت معلم و شهید بهشتی بدین شرح است:در آستانه عید نوروز قرار گرفته ایم در میان یادها و نام ها ؛نوروز ایرانی ترین نام و یاد است  که مورد تایید اسلام هم قرار گرفته است و حتی دعای مخصوصی به این مناسبت نیز وارد شده است .نوروز واقعا برای ما ایرانیان و تمام کسانی که تحت تاثیرفرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی هستند و نیز کسانیکه علاقه مند به ایران و عظمت ایران در طول تاریخ بودند؛عید است.
نوروز نشانه نبوغ و موقع سنجی ایرانی ؛اعتدال خواهی و و نشاط جویی و طراوت خواهی ایرانی است.
انتخاب این لحظه به عنوان اول سال درست در موقعیتی که کل طبیعت در معتدل ترین موقعیت خود قرار می گیرد نشانه نبوغ و ابتکار است.
هر جا که که فرهنگ ایرانی مورد توجه است نوروز نیز مورد توجه است؛ همه ی سنت ها و رسم هایی که مورد نوروز در ایران وجود داشته درس اموز و قابل تامل است.نظیرخانه تکانی؛زدودن گرد و غبار از ظاهر زندگی و طبعا زدودن گرد و غبار از دل ها ؛از این موقعیت استفاده کردن برای دید و بازدیدها؛رفع کدورت ها برای تقویت دوستی ها و پیوستگی ها در جامعه ؛برای اینکه سال را با نزدیکی و محبت به همدیگر و پشت سر گذاشتن کدورت ها و مسائلی که در زندگی هست شروع کردن به امید اینکه سراسر سال نو باشد و ان شعار معروفی که هست و خیلی هم گرامی است"نوروزتان پیروز هر روزتان نوروزباد" این را در عمل هم ایرانی مورد توجه قرار می دهد.
من این عید را به همه ایرانیان عزیز در هرکجا که هستند تمام انها که به ایران علاقه دارند و دلشان برای ایران می تپد تبریک عرض میکنم و به خصوص برای ملت بزرگوار ایران که نوروز متعلق به اوست؛ملتی که افتخارات بزرگی داشته  است و علاوه بر نوروز تقویمی؛نوروز های زیادی در تاریخش وجود داشته از جمله این نوروزها پذیرش اسلام با اغوش باز است.

ایرانی که هیشه نو خواهی ؛عدالت خواهی؛ حق طلبی؛ خدا پرستی در متن فرهنگش وجود داشته در چهره اسلام همه اینها را دید و با اغوش باز آن را پذیرفت و همه ظرفیت تاریخی و اجتماعی و فکری خودش را در اختیار اسلام قرار داد و سبب ایجاد تمدن بزرگ و فرهنگ فاخر اسلامی شد.
بخصوص ایرانی اعم از مسلمان و غیر مسلمان یک خصوصیت دیگر هم داشتند که پذیرفتن اسلام یا احترامشان به اسلام از دیدگاه و زاویه تعبیر و تفسیری بود که امام علی بن ابیطالب و اهل بیت عصمت و طهارت از اسلام داشتند یعنی اسلام عدالت و اسلام عقلانیت و این هم نشانه  اعتدال طلبی و عدالت جویی ملت ایران است و ما هم به ان افتخار می کنیم.
در همه ایرانیان نه تنها شیعیان؛هر کس ایرانی است محبت و سرسپردگی به اهل بیت و نیز نگاه به اسلام و دین خدا از زاویه دید عدالت خواهانه و عقل گرایانه امیرالمومنین (ع) را می بینیم .
در دوران اخیر مشروطیت نوروز دیگری در تاریخ ما بود؛همچنین انقلاب اسلامی ما نوروز بزرگ تاریخی و معنوی دیگر بود و اغاز یک حیات طیبه جالب در جامعه ما بود.
انقلاب ما انقلاب بزرگی است و همه دنیا شاهد بود که بدون توسل به زور و سلاح در مقابل رژیمی که مجهز به انواع سلاح ها و سازمان های مقتدر اطلاعاتی و نظامی و امنیتی بود و نیز با پشتوانه و حمایت قدرت های بزرگ بین المللی با دست تهی با کلام و منطق با محبت با گل در برابر گلوله  ایستاد و با حضور فراگیر مردم این انقلاب پیروز شد.
این نوروز نوروز بزرگی برای ما بود و چشم اندازی را به روی ما وبه سوی اینده بهتر گشود و از دل انقلاب ما جمهوری اسلامی بر امد.
حکومت هایی که نام جمهوری اسلامی دارند الان موجودند و حضور دارند یا مثلا یک نوع حکومتی در همسایگی ما تحقق پیدا کرد که نه تنها خیانت و جنایت به ان ملت بزرگ و با سابقه بود بلکه بسیار لطمه به اسلام زد؛چهره اسلام را خشن ضد حقوق بشر پیشزفت و علم و ترقی نشان داد.
اما در اینجا ملت ایران با بزرگواری خودش و با استمداد از همان عقلانیت و عدالت خواهی اسلامی که ایرانی پذیرفته بود و مورد احترامش بود و با رهبری ممتاز و شجاع حکیم و کار امد توانست که این انقلاب را پیروز کند و جمهوری اسلامی را تاسیس نماید.
همه ما دلبسته به اسلام و انقلاب هستیم.همه ما به اینکه در این موقعیت جمهوری اسلامی تحقق پیدا کرده خشنودیم البته ممکن است امروز هم بینش ها و گرایش هایی وجود داشته باشد که خیلی سازگاری با ان محتوای انقلاب اسلامی و راه و رسمی که امام معین کرد و مردم ما به ان رای دادند نداشته باشد
یکی از فاجعه های بزرگ همین است که تفکری که به ان اسلامی که در انقلاب بود ایمان ندارد با امام و اندیشه او هم سازگار نیست و بخواهد میداندار عرصه شود اسلام و انقلاب حاصل کارش جمهوری اسلامی و محوریت مردم؛ تامین امنیت مردم و زمینه سازی برای پیشرفت همه جانبه جامعه است ؛ ایجاد عدالت به عنوان  معیار و ملاک رابطه میان افراد با یکدیگر و رابطه حکومت با مردم و نیز شخصیت دادن به مردم که بتواند حرف بزند انتقاد بکند حکومت را روی کار بیاورد؛حکومت را بدون توسل به زور کنار بگذارد؛برای انتقاد کردن از حکومت هزینه نپردازد.این اسلامی است که مورد توجه بود و ما این اسلام و جمهوری اسلامی را می ستاییم و هستند کسانی که این اسلام را قبول ندارند.هر چند خیلی هم تظاهر به اسلامیت و انقلابی گری می کنند.
اگر نگرانی وجود دارد به خاطر وجود این تفکر نیست اصلا ما معتقدیم که با تفکر نمی توان جنگید با تفکر می توان بحث و گفتگو کرد یا طرفین همدیگر را قانع کنند و یا حداقل این زمینه را بوجود اورند که مردم با ازادی کامل میان فکرها چیزی را انتخاب بکنند کسی متوسل به زور نشود اما خطر این است که تفکر انحرافی به نام اسلام"من جسارت به هیچ کس و هیچ چیز نمی کنم برای فکر هم احترام قائلم  ولو اینکه ان تفکر را قبول نداشته باشم" اما جفا این است مردم انقلابی بکنند امام و راهکاری داشته باشند تفکری بیاید و خودش را به جای ان تفکر جا بیاندازد و اجازه بروز و ظهور به هیچ گرایشی ندهد.بدتر از اینکه راه انتخاب را به روی مردم ببندد.
مرزبندی شدیدی بکند توهم وتفکری که با اسلام سازگار نیست بگوید عین اسلام و انقلاب است و جز ان هم حق ظهور و بروز نداشته باشد و متاسفانه بخواهد در بعضی دستگاهها نفوذ کند و نیز دل های پاک و صاف جوانان خوب و فداکار ما تحت تاثیر قرار دهد و به جای اینکه این دلها پر از محبت به یکدیگر باشد خدای ناکرده پر از کینه توزی به بخش های جامعه و اتفاقا بخش هایی کند که نشان داده اند که دلبستگیشان به امام و انقلاب زیاد است این؛امر خطرناکی است.
مساله مهم این است که ما باید برای نظاممان و اندیشه هایی که معتقدیم ان اندیشه ها اصیل است و معتقدیم مردم ما به ان اندیشه ها و گرایش ها علاقه مند بودند و برای ان فداکاری کردند و جان دادند و به انتظار اینکه یک زندگی مطلوب و عالی داشته باشند به صحنه امدند این امر نباید لطمه نبیند ما در این موضع بوده ایم و هستیم و خواهیم بود و صحبت خواهیم کرد و معتقدیم باید فضایی فراهم شود که از این خط مشی و روال و روش استفاده شود و جلو برویم.
متاسفانه امروز می بینیم که راهها از هر جهت برای گروهها و جریاناتی باز است که همین تفکر انحرافی را دارند و با کمال بی باکی مخالفان اندیشه خودشان را متهم به انواع اتهامات می کنند راه برایشان باز است امنیت برایشان وجود دارد و حتی سعی می شود ان تفکر تفکر نظام و حکومت در جامعه  القا شود .
از یک طرف راهها به سوی نیروهای نخبه جامعه بسته می شود و از طرف دیگر فضای نا مناسبی در جامعه ما ایجاد می شود.
ببینید تهمت ها و نسبت های عجیبی که یک جریان به مخالفان خودش داده است و بدتر اینکه این مسائل مبنایی قرار بگیرد برای برخورد و مقابله با جریانی که نمی پسندد اینها مساله  ای است که خطرناک است و بارها هم گفته ام اینجا مساله مواجه اصولگرایی و غیر اصول گرایی نیست کم نیستند اصولگرایان عاقل؛معتدل و منطقی ولی جریانی تند وجود دارد ؛جریانی که می کوشد مقدسات یعنی خدا و پیامبر واسلام را و نیزامام ورهبری را ؛همه آنچه که در جامعه ما مورد احترام است و نقش اساسی در جامعه دارد به نفع یک جریان فکری و رفتاری انحرافی مصادره کند.همه جریان های دیگر منکوب و مطرود شوند نه تنها امکان حضور نداشته باشند بلکه به عنوان کسانیکعه باید با انها برخورد شود مطرح گردد و این امر خطر ناک است.
آن کسی به نظام و امام و انقلاب لطمه می زند که سعی می کند این چنین وضعی را در جامعه ایجاد کند و بذر کینه و نفرت و برخورد و خشونت را بپراکند .
در حالیکه جامعه ما به لحاظ مدیریتی اقتصادی روابط خارجی و مسائل امنیتی مشکلات فراوان دارد و بجای اینکه اندیشه ها ازاد باشند و اینها را نقد بکنند تا اصلاح شود و دست اندرکاران امور را وادار بکنند که به منطق و به معیارهای قانون تن بدهند و نیز با انتخاب ازاد ،مردم بیایند و انتخاب کنند ان چیزی که مورد خواستشان است .برای این با ایجاد مرزبندی ها تصنعی و توهمی زمینه گسست و بد بینی را فراهم آورند.
سابقه همه شما استادان و دانشمندان مومن؛ مشخص است دین داریتان ؛دلبستگیتان به انقلاب و به عنوان کسانیکه در مهمترین بخش جامعه ما یعنی جامعه دانشگاهی و فرهیخته ما حضور داشته اید. مشخصه شما دفاع از اسلام و انقلاب و ایران در مقابل بسیاری از افکار دیگرکه وجود داشته  بوده است .البته شما معتقد بودید که با افکارباید با منطق روبرو شد نه با چماق؛نمی شود با زور و خشونت و ارعاب جلوی بروز اندیشه را گرفت با زور اندیشه از بین نمی رود.اندیشه درونی میشود و چون نمی تواند ازادانه با امنیت ابراز شود بصورت جریانات بسیار خطرناکی در میاید  و منشا مشکلات بزرگ اجتماعی می شود.شما در مسیر دفاع از اسلام از حقوق و حرمت مردم و پیشرفت علم و دانش تلاش کرده و می کنید.
باعث تاسف است که این طور جریانات سالم و سابقه دار نه تنها برای حضور داشتن و فعالیت کردن محدودیت دارند بلکه گاه متهم به اتهام هایی نا روا می شوند و در معرض برخوردهای نا پسند قرار می گیرند.
امروز واقعیت هایی در جامعه وجود دارد که مخصوصا حاکمیت و حاکمان باید متوجه این مسائل باشد تا بتواند مشکلات را حل کنند.
با رجوع به روش و سنت پیامبر(ص) و امام علی(ع) و دیگر بزرگوارانی که در تاریخ بودند بیاییم ببینیم ایا واقعا اعتراض و انتقاد را به عنوان دشمنی براندازی و نابودی در نظر می گرفته اند یا تشویق می کردند که جامعه  حرفش رابزند و انتقاد بکند؟حکومت اگر معتقد باشد برامده از اراده مردم است باید در مقابل اراده مردم تسلیم باشد و گوش به فرمان مطلبی باشد که در جامعه بیان می شود.
شنیدن حرف نخبگان یعنی شنیدن واقعیت هایی که در جامعه وجود دارد و نیز شنیدن راهکارهایی است که اگر به کار بسته شود دوام نظام و جامعه و سلامت ان بیشتر رعایت می شود.
اصرار ما این بوده و هست که باید در چارچوب قانون عمل کنیم ؛قانون اساسی یک کل منسجم است باید همه آن را مورد توجه قرار داد و به ان عمل کرد؛ نمیشود بخش خاصی از ان را با تفسیرها و تعبیرهایی که با روح قانون اساسی مخالف است گرفت و از بخش های عظیمی از ان غفلت کرد.
حرف ما اصلاح طبان برگشت به کل قانون اساسی و پذیرش داوری آن است.
دولت حق ندارد بر خلاف قانون اساسی عمل کند واگر کسی به ان اعتراض کرد او دلسوز انقلاب است و نه معاند نظام!و نیز گروهها و جریانات و افکار و افراد  هم حق ندارند خارج از قانون اساسی حرکت کنند.
در این انتخابات اصلاح طلبی عنوان سبزرا انتخاب کرد که تعبیر قشنگ و خوبی است؛سبز نماد طراوت و روشنی و دوستی است.سبزی که مطرح شد سبزی است که دلبسته به انقلاب اسلامی است و نسبتی با سلطه طلبان و منحرفان ندارد.
ملت ما با انقلاب خود نظام سلطنتی و استبدادی وابسته را با قدرت کنار گذاشت و نیز تروریست ها و خشونت گرایان را دفع و رفع کرد محال است که دوباره به آن برگردد و جنبش سبز ؛حرکت اعتراضی یا عنوان دیگری که داشته باشد دلبسته به نظام است و اگر حرفی دارد اینکه بعضی رفتارها و سیاست هایی که با معیارهای اصلی انقلاب و قانون و مصلحت جامعه نمی سازد اصلاح شود.
اتفاقا یکی از دستاوردهای بزرگ جریانات اخیر این است که حتی دشمنان بیرونی که همیشه با اتکا به گروههای معدود منحرف؛ پر ادعای  و مطرود از ملت را به عنوان اپوزوسیون انترناتیو مطرح می کردند متوجه شدند اینها در کشور ما جایگاه و پایگاه ندارند و مردم علاقه به اسلام و انقلاب و البته حق حاکمیت خود شان دارند.اتفاقا یکی از کارهایی که در روش های تبلیغاتی رسمی که می شود این است که دوباره همان جریانات مرده برای اینکه به دروغ حرکت اعتراضی ملت ایران را منتسب به  انها کنند ؛ انها را زنده و بزرگ می کنند.
اگر همه بتوانند حرفشان را بزنند و انتخابات خوب داور مساله باشد خیلی از مسائل حل می شود.
توقع ما از قوه قضاییه برخورد با منطق طبق قانون اساسی و ایین دادرسی است چگونه است که کسانی با اتهاماتی سست به سختی مورد برخورد واقع می شوند ولی جریانات منحرف آزادانه به همه کس و همه چیز؛به مراجع تقلید به عالمان وارسته؛به شخصیت های انقلابی و با سابقه و هر کس که نمی پسندند بدترین اهانت ها و برخوردها را می کنند ولی کسی به کارشان کاری ندارد؟
انتظار ما این بود در استانه عید فضای نا سالم حاکم عوض شود؛زندانیان ازاد شوند و احزاب و گروهها بتوانند کارشان را در چارچوب انجام بدهند و مسئولیتش را هم بپذیرند.
باید از انچه در این مدت گذشت پند بگیریم و راهی دیگر جز انچه جریان داشته است انتخاب کنیم حال هم هنوز زمینه وجود دارد اگر زندانیان آزاد شوند بگیر و ببندهای مضر خاتمه یابد؛جریانات و افراد از ازادیهای مصرح قانونی برخوردار باشند حرفها و نقد ها و نیز فعالیت ها در چارچوب قانون میسر گردد و نیز زمینه سازی شود که انتخابات سالم و بی مساله و  ازاد برگزار شود بسیاری از مسائل حل می شود.
جامعه می تواند با وجود تنوع ها و تفاوت ها با هدف وحدت برای استقرار همه جانبه مردم سالاری سازگار با دین و پیشرفت همه جانبه با نشاط به سوی اینده بهتر حرکت کند.
و چنین باد!بار خدایا ای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای پیاپی اورنده روزان و شبان ای گرداننده سالها و حالها ؛حال ما را بهترین حال کن.
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی همچنین در آغاز این دیدار استادان و مدرسان مطالب خود را بیان کردند و در توضیحی اعلام کردند:
- انجمن اسلامی دانشگاهها از اغاز دهه 1360 بر اساس تاکید بر خط امام و ارزش های انقلاب تشکیل شده و همچنان بر این هویت اصرار دارد.
- متاسفانه چندین نفر از متدین ترین نیروهای فعال انجمن از جمله اقای دکتر داوود سلیمانی و دکتر بهزادیان ن‍ژاد همچنان در بند هستند ان هم با اتهامات واهی.
- ما بر این باوریم که متاسفانه تداوم رفتارها و سلب ازادی ها مدنی مردم به بنیان های مشروعیت نظام اسیب می رساند.
- دلسوزان موثر باید در جهت کاهش فشارها و روش های نادرست که تنها راه بازسازی اعتماد مردم و حفظ و تقویت مشروعیت هاست تلاش نمایند و انجمن اسلامی مدرسین در این مسیر تلاش می کند.
- ما معتقدیم نیروهای اصلاح طلب باید مراقبت نمایند که کوچکترین بهانه برای طرح برچسب های ناروا به طرف مقابل ندهند.توده مردم؛متدین ها زیر فشار تبلیغات و اتهام زدن های یکسویه رسانه های دولتی هستند و ما باید برای روشن گری انها تلاش نماییم.
- همچنین ابعاد غیر سیاسی مشکلات مردم وهم باید سهم بیشتری در توجه منتقدین اصلاح طلب به خودش اختصاص دهد و نا کارامدیهای اقتصادی و فرهنگی بیشتر مورد توجه باشد.
- مقابله با طرح های تفرقه افکنانه که کوشش می کنند نیروهای اصلاح طلب و به ویژه سران شقاق و بدبینی ایجاد کنند؛ضرورت دیگری است که باید خیلی به ان توجه داشت.
- خبر دیدار ها و هماهنگی ها ی رهبران جبهه اصلاحات برای مردم امید افرین است و بر تداوم و تقویت ان تاکید داریم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 0:20  توسط یاران باران  | 

ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر

کان چهره مشعشع تابانم آرزوست

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 10:39  توسط یاران باران  | 
خاتمی:
تحمیل اهداف شيطاني و راه و رسم غير انساني به نام خدا و مقدسات مصیبت بار است

خيرخواهان بشر بايد به دنبال ترويج صلح باشند

جرس: محمد خاتمی گفت: کلمه صلح از دل‌انگيزترين و احساس‌برانگيزترين كلماتي است كه وجود دارد اما متاسفانه درواقعیت تاریخ؛ كمتر نشاني از صلح مي‌بينيم.

 

 
به گزارش خبرنگار ايلنا، محمد خاتمي كه در در مراسم اعطاء جايزه محيط زيستي محمدتقي ابتكار حضور يافته بود‏، در اين‌باره توضيح داد: هم در رابطه‌اي كه ميان حكومت ها و مردم برقرار است و هم در عرصه‌هاي جهاني و روابط بين‌الملل از صلح،کمتر نشان می بینیم و اگر آرامشي هم در جهان وجود دارد تحت سايه زور، سلاح و ارعاب است در حالي كه صلح مسلح، صلح نيست.


وی گفت: اين امر تحميلي يعني جنگ و ستيز در طول تاريخ همواره وجود داشته است اما بدتر و نگران‌كننده‌تر و تكان‌دهنده‌تر؛مطلبی است که تحت عنوان جنگ بين تمدن‌ها در سال‌هاي پاياني قرن 20 مطرح شده است اما واقعيت اين است كه اگر دريافت درستي از تاريخ داشته باشيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه بين تمدن‌ها جنگ نبوده است.

 
به گزارش خبرنگار ايلنا، خاتمي توضيح داد: جنگ‌ها همواره جنبه سياسي و اقتصادي داشته و ناشی ازاستيلا‌طلبي، قدرت‌خواهي و خودخواهي انسان‌ها بوده است ولی حتی در حين وقوع جنگ‌ها، تمدن‌ها به صورت شگفت‌انگيزي به تبادل و تعامل با يكديگر پرداخته اند مصداق آن نيز تاثيرات فرهنگي است كه ايران از رم و يونان گرفته و برعكس آن تاثيراتي كه روميان از فرهنگ و تمدن ايراني پذيرفته‌اند.
رئيس بنياد باران گفت: تاريخ نشان داده است كه در زمان وقوع جنگ‌ها سياستمداران با هم مي‌جنگند و نمايندگان فرهنگ و تمدن با هم به تبادل نظر مي‌پردازند.
 

وی ادامه داد: وقتي جنگ‌هاي صليبي بر دنياي اسلام تحميل شد، تمدن اسلامي تاثير فوق‌العاده‌اي بر كشورهاي غربي گذاشت به ‌طوري‌كه مي‌توان گفت يكي از عوامل مهم پيدايش تمدن جديد، آشنايي غرب با دنياي شگفت‌انگيز تمدن اسلامي بوده است بنابراين مي‌توان اين‌گونه تعبير كرد كه در زير لايه جنگ‌ها و خونريزي‌ها فرهنگ ها و تمدن‌ها با هم تعامل و يكديگر را تقويت مي‌كنند.
 

سید محمد خاتمي گفت: وقتي در طول تاريخ تمدني زاده مي‌شود مي‌توان مطمئن بود اين تمدن جديد با بهره‌گيري از تمدن‌هاي گذشته به وجود آمده است زيرا تمدن‌ها به‌طور مداوم در حال بده‌ بستان هستند.
 
نیاز بشریت صلح است
 

رئيس بنياد باران گفت: به جاي اينكه به نظريه‌پردازي و خيال‌پردازي بپردازيم بايد به اين مسئله توجه كنيم كه نياز مبرم و نياز اول بشريت صلح است كه متاسفانه در حال حاضر خيلي از آن دور شده‌ايم. اين دوري از صلح هم در صحنه‌هاي ملي (كه آشتي، محبت، رحمت و احترام به يكديگر و پذيرش همزيستي و همكاري براي پيشبرد جامعه را مي‌طلبد) مورد نياز است و هم در عرصه‌هاي بين‌المللي كه همواره سلطه‌طلبي، لشكركشي، تحريم و فشار را شاهد بوده‌ايم.


خاتمي تصريح كرد: خيرخواهان بشر بايد به دنبال ترويج صلح باشند و خشونت‌گرايان را چه در عرصه‌هاي ملي و چه در عرصه‌هاي بين‌المللي به هر صورتي كه مي‌توانند مهار كنند زيرا بشر فقط در سايه صلح مي‌تواند معناي زندگي را درك كند.


خاتمي گفت: صلح فقط، صلح ميان انسان‌ها نيست بلكه صلح با طبيعت نيز مسئله مهمي است كه امروز علاوه بر ستيز انسان‌ها با يكديگر شاهد آن هستيم و ستيز انسان با طبيعت باعث به وجود آمدن مشکلات زيادي شده است.
 

او با بيان اينكه يك صلح‌طلب واقعي علاوه‌بر صلح ميان انسان‌ها و ملت‌ها بايد به فكر صلح انسان و طبيعت هم باشد، ادامه داد: وقتي انسان محور و مدار عالم و آدم تصور مي شود، اين پندار شكل مي گيرد كه انسان همه كاره هستي است و تنها ابزار او عقل خودبنيادش است، آن‌وقت وضعيتي پيش مي‌آيد كه مهمترين مسئله انسان در عرصه زندگي طبيعي مسئله محيط زيست و مهمترين مسئله در عرصه امور انساني استعمار و استيلاي قدرت‌هاي بزرگ مي‌شود.


خاتمي گفت: اگر نوع نگاه انسان تغيير كند آنگاه نوع تعامل انسان با طبيعت تغيير مي‌كند و به جاي درگيري با طبيعت و پیدایش مسائل زيست محيطي شاهد يك زندگي آرام خواهيم بود و ديگر محيط زندگي انسان‌ها محيطي تنگ و تاريك نيست.

 
وی ادامه داد: دوري از خدا، فراموش‌كردن خود، از خودبيگانگي، از ياد بردن عظمت هستي، و خود را فاعل مايشاء دانستن و مبناي كار را هوي و هوس قرار دادن سبب شده است زندگي امروز بر انسان تنگ شود.

 
رئيس بنياد باران تاكيد كرد: فراموشي خدا مسئله بسيار مصيبت‌باري است و مصيبت‌بارتر از آن اين است كه ما اهداف شيطاني و راه و رسم غير انساني خود را به نام خدا و به نام مقدسات بر مردم تحميل كنيم.

 
خاتمي گفت: اگر كل جهان را تجلي‌گاه حكمت مطلق، عقل مطلق، مهرباني مطلق و عدل مطلق يعني خداوند بدانيم و هر چيزي را نشاني از آيتی از خدا در نظر بگيريم جور ديگري رفتار خواهيم كرد.

 
او سپس از استاد تقي ابتكار ياد كرد و گفت: پس از گذشت سال‌ها هنوز جاي خالي اين استاد فرزانه در جامعه و دل‌ها احساس مي‌شود انسان بزرگواري كه قهرمان صلح با طبيعت بود.

 
رئيس بنياد باران گفت: مرحوم استاد تقي ابتكار انساني مومن، نوعدوست و داراي دغدغه‌هائي نسبت به محيط زيست و زندگی سالم انسان بود و اكنون فرزند برومندش خانم دكتر معصومه ابتكار که به حق عنوان قهرمان زمین را یافته است؛مي‌تواند جانشين مناسبي براي ادامه راه پدر باشد.همچنان‌که تاکنون نیز آثار و برکات زیادی داشته است.
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 10:36  توسط یاران باران  | 

شهاب جان به آغوش مام میهن خوش آمدی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 10:33  توسط یاران باران  |